~ پسر kiss دختر ~

اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت، عشق را فریاد می کرد.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی.


اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم.


ای کاش می دانستی...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

هرگز قلبم را نمی شکستی
گر چه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است.



برچسب‌ها:
<-TagName->
ادامه مطلب
+ تاريخ جمعه 1 ارديبهشت 1391,ساعت 9:23 بعد از ظهر نويسنده As@l |


من بودم و

تو

و یک عــــــــــــــــــــــــــــالمه حرف…

و ترازویی که ســــــــــــــهم تو را از شعــــــــــــرهایم نشان می داد!!!

کاش بودی و

می فهــــــــــــــــمیدی

وقت دلــــتنگی

یک آه

چــــــــقدر وزن دارد… 


برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ یک شنبه 13 فروردين 1391,ساعت 4:41 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلام به همه ی دوستای گلم

من 2باره اومدم امیدوارم عید خوبی رو پشت سر گذاشته باشید 

به همه ی نظرات جواب دادم

دام برای همتون یه ذره شده بود 

 


برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ یک شنبه 13 فروردين 1391,ساعت 4:38 بعد از ظهر نويسنده As@l |

پیشاپیش نوروز بر همه ی شما دوستای گلم مبارک

امیدوارم سال خوبی داشته باشید

 

 

با آرزوی 12ماہ شادی ، 52 ھفته خندہ ، 365 روز سلامتی

8760 ساعت عشق ، 525600 دقیقه برکت ، 315300 ثانیه دوستی

..::*سال نو پیشاپیش مبارک*::..

 

 

من 1هفته میرم مسافرت اگه جواب نظراتتونو ندادم ببخشید

دوستتون دارم




برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ پنج شنبه 25 اسفند 1390,ساعت 3:15 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلام امروزم یه داستان قشنگ گذاشتم خیلی قشنگه حتما بخوانید

درضمن من دوستانی که سر نمیزنن و نظر نمیدنن رو حذف میکنم

نظر یادتون نره

در اتاقو قفل کرد
پرده پنجره اتاق رو کشید
نشست روی صندلی
ُسیگار نیمه کشیده شو برداشت و پک عمیقی بهش زد
تاریکی و دود بود که در هم می آمیخت
و مرد , با چشم های نیمه باز و سرخ ,
به این هم آغوشی رخوتناک , نگاه می کرد
دود سفید و تنبل سیگار , مواج و ملایم , در آغوش تاریکی فرو می رفت و محو میشد
انگار تاریکی , دود رو می بلعید و اونو درون خودش , خفه می کرد
مرد از تماشای این هماغوشی بی رحمانه , سرگیجه گرفت و به سرفه افتاد
....
روزهای اول گل سرخ بود و چشم ها
لرزش خفیف لب ها بود و نگاه های پر از ترانه
شنیدن بود و تپیدن
عشق بود و رعشه های خفیف و گرم زیر پوستی
روزهایی که همه چیز معنای خاصی داشت و سلام ها مثل قهوه داغ ,
در یک بعد از ظهر سرد زمستان , حسابی , می چسبید
تعریف مرد , از عشق , دوست داشتنی فرا تز از مرزهای منطق بود و زن ,
.....


برچسب‌ها:
<-TagName->
ادامه مطلب
+ تاريخ پنج شنبه 25 اسفند 1390,ساعت 2:30 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلام

اول تبریک به همه ی ایرانی های وتشکر از اقای اصغر فرهادی بابت جایزه ی اسکار

امروز دانلود مراسم اسکار اقای اصغر فرهادی رو براتون گذاشتم

برای دانلود روی عکس زیر کلیک کنید


برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ چهار شنبه 10 اسفند 1390,ساعت 6:33 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلام به دوستان قدیمی و جدیدم امروز یه داستان باحال گذاشتم این داستانو تو F.B دیدم

خیلی باحاله حتما بخونید

 

دانشجویی پس از اینکه در درس منطق نمره نیاورد به استادش گفت:
قربان، شما واقعا چیزی در مورد موضوع این درس می دانید؟
استاد جواب داد: بله حتما. در غیر اینصورت نمی توانستم یک استاد باشم.


برچسب‌ها:
<-TagName->
ادامه مطلب
+ تاريخ چهار شنبه 3 اسفند 1390,ساعت 10:42 بعد از ظهر نويسنده As@l |

دانلود یک کلیپ باحال از پشت صحنه ی فیلم

The Breaking Dawn

برای دانلود روی عکس زیر کلیک کنید

 


برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ جمعه 21 بهمن 1390,ساعت 11:3 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلااااااااااااااااام دوستان گلم

امروز تولد شادمهر جونم هستش

میخوام از همین جا تولدشو ساده و صادقانه تبریک بگم

شادمهر عزیزم تولدت مبارک

 

 


برچسب‌ها:
<-TagName->
+ تاريخ جمعه 7 بهمن 1390,ساعت 9:3 بعد از ظهر نويسنده As@l |

سلااااااااااااااااااام

به دوستای گلم بعد مدت ها اپ کردم با یه عالمه عکس از سری جدید The twilight  که نام قسمت جدیدش

The breaking dawn برید ادامه مطلب  خیلی قشنگه

 اپ بعدیمم دانلود پارت 1 این فیلمه


برچسب‌ها:
<-TagName->
ادامه مطلب
+ تاريخ سه شنبه 4 بهمن 1390,ساعت 9:35 بعد از ظهر نويسنده As@l |

صفحه قبل 1 2 3 4 صفحه بعد